علی را چه بنامم . . . علی را چه بخوانم . . .
اي علي! اي نماينده غم! اي درياي درد! اين رحمت بزرگ خدا بر تو گوارا باد... . اي علي! به ضریح خاک گرفته تو مينگرم که از هر بنایی زیباتر و پر صلابت تر است و لی پر ازدرد ؛ يک دنيا غم، يک دنيا درد، يک کوير تنهايي، يک تاريخ ظلم وستم، يک آسمان عشق، يک خورشيد نور و شور و هيجان، از ازليّت تا به ابديت در اين جسد بيجان نهفته است. در این روزهای رحمت و نیایش دعا برای آزادی دانشجویان دربند وزندانیان سیاسی فراموشمان نشود 
تو اي علي! حيات جاويد يافتهاي و ما مردگان متحرک آمدهايم تا از فيض وجود تو، حيات يابيم.
قسم به غم، که تا روزگاري که درياي غم بر دلم موج ميزند، اي علي، تو در قلب من زنده و جاويدي... .
قسم به شهادت، که تا وقتي که فداييان از جان گذشته، حيات و هستي خود را در قربانگاه عشق فدا ميکنند، تو بر شهادت پاک آنها شاهدي و شهيدي!
و تو اي خداي بزرگ! علي را به ما هديه کردي تا راه و رسم عشقبازي و فداکاري را به ما بياموزاند؛ چون «شمع» بسوزد و راه ما را روشن کند و ما به عنوان بهترين و ارزندهترين هديه خود، او را به تو تقديم ميکنيم، تا در ملکوت اعلاي تو بياسايد و زندگي جاويد خود را آغاز کند...» .
شهادت اسوه عدالت و برابری بر تمام دوستداران آنحضرت تسلیت باد
+
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط امیر
|
